غرور يا خودفريفتگي به اين معنا است كه انسان به آنچه دارد از كمالات و
امكانات بسنده كند و خويش را كامل و رسيده بداند و از حركت براي يافتن و
دانستن و بكاربستن باز ماند و دچار سكون شود.
شايسته است انسان واقع بين باشد و درباره خويش به انصاف قضاوت كند؛ يعنى،
نه شايسته است كه انسان خود را كمتر از آنچه هست بداند و نه زيبنده است كه
خود را بيش از آنچه هست، تلقى كند. هر دو آفت بوده و براى سرنوشت انسان مضر
خواهد بود. به خصوص توجه داشته باشيد كه غرور، انسان را از اهداف عالى باز
مىدارد. علت آن روشن است؛ چون انسان مغرور، به خودش اجازه مشورت و
استفاده از نظرات و ديدگاههاى دوستان، اساتيد و بزرگترها را نمىدهد و
همين امر كافى است كه او را از بسيارى از ارزشها عقب بيندازد. انسان
مغرور، پيوسته نظر خود را بر ديگران ترجيح داده و استبداد رأى پيدا مىكند و
در نتيجه از واقعبينى و حقيقتيابى به دور خواهد ماند. نكته ديگر اين كه
مردم از افراد مغرور، متنفر و بيزارند؛ هم چنان كه خود شما نيز از افراد
مغرور خوشتان نمىآيد.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17:11 توسط حافظ
|